
پدری که از دخترش هفت بچه دارد
عروسان خردسال افغانستان! + تصاویر
عکس های لو رفته از حیوانات شیطون
زیبا ترین دختر دنیا در کتاب رکورد های گینس
با بد دهنی کوچولو ها چه کنیم
ارتش آمریکا بسراغ زنان افغان میرود
ازدواج 4 دختر با 1 پسر در یک ساعت
نامه شاخ دار یک دختر به نامزدش
بازی زیبای آرایشگاه خانم سالی
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
دانلود قسمت های پایانی سریال تقدیر یک فرشته
عکس های ماریچی همراه نامزدش
پنج زبان عشق کودکان

برای اینکه کودک ما، عشقمان را احساس کند، ما باید صحبت کردن به زبان عشق خاص او را
بیاموزیم. هر کودکی راه بخصوصی برای دریافت عشق دارد. اساسا پنج راه هست که کودکان
( و در واقع همه مردم ) عشق عاطفی را می فهمند و به زبان آن صحبت می کنند:
تماس فیزیکی، کلام تایید آمیز، وقت گذاشتن برای یکدیگر، هدیه دادن، و خدمت کردن به یکدیگر.
تماس فیزیکی آسانترین زبان عشق برای استفاده همیشگی و بی قید و شرط است. والدین
همیشه این فرصت را دارند تا با نوازش کودکانشان پیام عشق خود را به آنان برسانند.
نوزادانی که والدینشان آنها را در آغوش می گیرند و می بوسند و نوازش می کنند در آینده زندگی
عاطفی سالم تری نسبت به نوزادانی خواهند داشت که مدت زمانی طولانی از تماس فیزیکی
محروم مانده اند.
زبان دوم عشق کلام تایید آمیز است. برخی از کودکان هنگامی که مورد تایید و تمجید واقع
می شوند بیشترین محبت را احساس می کنند. والدینی که با دلسوزی تمام می خواهند
فرزندانشان را راهنمایی کنند باید به دقت به علایق و استعدادهای فرزند خود توجه کرده و به
به طور شفاهی او را تشویق و هدایت کنند. از فعالیتهای آموزشی و تحصیلی گرفته تا آداب
ساده معاشرت و نیز هنر پیچیده ارتباط شخصی با دیگران. والدین باید با کلام مثبت و راهنمایی
فرزندان خود، مهر و محبت خویش را به آنها نشان دهند.
وقت گذاشتن برای یکدیگر یعنی توجه کامل و متمرکز. یعنی اینکه شما تمام توجهتان را روی
کودک متمرکز کنید. بسیاری از کودکان خواهان توجه کامل والدینشان هستند. در واقع بسیاری
از رفتارهای ناهنجار دوران کودکی با هدف وقت گذراندن بیشتر با پدر و مادر صورت می گیرند.
اگر شما چند بچه دارید باید راهی پیدا کنید تا با هر یک از آنها تنها وقت بگذارید.
دادن و گرفتن هدیه به عنوان راهی برای ابراز عشق، یک پدیده جهانی است. هدیه واقعی
پاداش خدمات ارائه شده نیست، بلکه ابراز عشق به آن شخص است و به صورت آزادانه و
داوطلبانه اعطا می شود. مخزن عشق این کودکان باید مدام پر نگه داشته شود. آنها بدون این
امر نمی توانند بخوبی رشد کنند.
روزی که شما فهمیدید به زودی بچه دار می شوید، در واقع برای خدمت تمام وقت و شبانه
روزی ثبت نام کرده اید. از آنجا که کودکان به پدر و مادری احتیاج دارند که الگوی متعادلی را برای
زندگی آنها ارائه کنند، وقت گذاشتن برای بهبود زندگی زناشویی تان یک بخش اساسی انجام
وظایفتان به عنوان یک پدر یا مادر خوب است. خدمت کردن شما می تواند الگوی فرزندتان برای
احساس مسئولیت و انجام خدمت شود. این امر به کودکان کمک می کند تا از خود محوری
دست بردارند و به کمک دیگران بشتابند، و این هدف نهایی ما والدین است.
ما باید به آنها کمک کنیم تا مهارت های خودشان را پرورش دهند، علایق خودشان را دنبال کنند،
و با استفاده از عطایایی که خداوند در وجود آنها به ودیعه نهاده، به عالی ترین حد توانایی خود
نایل شوند و از طریق خدمات خود بتوانند به دیگران عشق بورزند.
از کتاب پنج زبان عشق کودکان
نویسندگان گری چاپمن-راس کمپل
ترجمه سیمین موحد
در این نوشتار بنا داریم که با بررسی وضعیت زنان در پیش از انقلاب، نقش و اثر آنان را در پیروزی انقلاب و سپس تأثیر انقلاب در تحول جایگاه فکری و عملی زن در ایران را تبیین نماییم و از آن جا که پیوندی ناگسستنی میان انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) وجود دارد، سعی شده است که هر یک از این ابعاد با توجه به دیدگاه ایشان بررسی گردد.
زنان نیمی از انسانهای این کره خاکی هستند که نقش بسیار مهمی در جنبشها، نهضتها و انقلابها داشتهاند. حساسیت نقش زنان برخاسته از عمق تأثیرگذاری آنان در تمامی عرصههای زندگی است. برای نمونه میتوان از نقش تأثیرگذار حضرت زینب (سلاماللهعلیه) در قیام پر حادثهی عاشورا نام برد که یکی از نمونههای درخشانی است که اهمیت جایگاه زنان را در تاریخ اسلام به تصویر میکشد. انقلاب اسلامی ایران نیز یکی از مهمترین حرکتهای اجتماعی است که از این قاعده مستثنی نبوده و نقش زنان چه پیش از انقلاب و چه پس از آن حائز اهمیت است.
حضور زنان ایرانی در پیروزی انقلاب اسلامی به روشنی بیانگر آن است که، زن مسلمان میتواند در تمامی عرصههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… نقش آفرین بوده و اعتقادات دینی او نه تنها مانع از شرکت در فعالیتهای اجتماعی نخواهد شد، بلکه به واسطهی پاکدامنی و عفت ورزی، میتواند زنان را به عناصری تاریخ ساز برای یک ملت مبدل سازد. از طرف دیگر؛ انقلاب اسلامی، به دلیل آن که پرتوی از دین مبین اسلام به شمار میرود، توانسته است خدمات عظیمی را برای زنان به انجام رساند و البته این امر نه به تمام و کمال، اما بسیار مؤثر، مهم و گسترده بوده است.
نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران که در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید، جنبشی بود که در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آغاز شد. زن مسلمان ایرانی نیز در این سالهای آتش زیر خاکستر، همگام با مردان در جهاد و مبارزه با طاغوت بود و هر چه به سال ۱۳۵۷ نزدیک میشد بر تعداد و شدت فعالیت این زنان افزوده میگردید.
با شعلهور شدن آتش انقلاب، زن مسلمان نیز که تا پیش از این با فعالیتهای مخفی و به عنوان مادر شهید و یا همسر مبارزین در بند با رژیم شاه مبارزه میکرد، به خیابانها آمد، با چادر مشکی، با فرزندش که او را در بغل گرفته بود، با مشتهای گره کرده و با فریاد «مرگ بر شاه»؛ امام خمینی(ره) این دوران را این گونه توصیف مینمایند: «شما در چه تاریخی چنین دیدهاید؟ امروز زنهای شیردل، طفل خود را در آغوش کشیده و به میدان مسلسل و تانک میروند، در کدام تاریخ چنین مردانگی و فداکاری از زنان ثبت شده است؟!»[۱] و به اذعان ایشان، همین حرکت زنان نهضت را قوت و تداوم بخشید: «آمدن شما خانمها به خیابانها و میدانهای مبارزه موجب این شد که مردها هم قوت پیدا بکنند، تقویت بشوند، روحیهی آنها هم با آمدن شما تقویت بشود.»[۲]و مولد حرکت مردان بود: «مردها به تبع زنها در خیابانها میریختند، تشویق میکردند، زنها مردان را، خودشان در صفهای جلو بودند.»[۳] و نیز به شیوهای مؤثر، مبارز و شهیدپرور است: «شهادت شهید، ثمرهی دامان پر مهر و اندوختهی دستان زحمتکش مادران فهیم و گرانقدری است که محبت مادری را با عشق الهی پیوند میزنند و روح و جان فرزندان خود را آماده میسازند که به قربانگاه شهادت قدم گذارند.»[۴]
به همین جهت، حضرت امام خمینی(ره)، بزرگ مصلح قرن، در جای جای کلام خویش زنان را پیشگامان انقلاب معرفی میکند. زنانی که خود در تظاهرات در صف مقدم حاضر بودند، زنانی که با حرکت خود، مردان را برای حضور و مبارزه تشجیع کردند، زنانی که فرزندان خود را برای شهادت تربیت کردند، زنانی که با پاسداری از خون شهدا، انقلاب را تداوم بخشیدند و در یک کلام، رهبر انقلاب ایران، عظمت حضور زنان در شکلگیری تمام و کمال نهضت انقلابی و اسلامی ایران را چنین توصیف نمودند: «ما نهضت خودمان را مدیون زنها میدانیم.»[۵] و همین یک جمله برای بیان نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی از هر کلامی گویاتر است.
انقلاب اسلامی و تحول جایگاه زن
همزمان با پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی، دیدگاه سنتی خواستار شدت یافتن محدودیت زنان و عدم حضور ایشان در صحنههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شد. این جریان در چند سال آغازین استقرار جمهوری اسلامی شتاب بالایی داشت. از سوی دیگر خواستههای برخاسته از دیدگاه متجدد و فرنگی مآب نیز در مقابل عوارض و قوانین نظام اسلامی مانند حجاب و عدم حضور زنان در برخی مشاغل و فعالیتها، مقاومت میکرد. مشخص نبودن حدود واقعی حقوق و جایگاه زن در آن دوران، در نظام اسلامی به این امر دامن میزد.
هر دو جریان علیرغم تضاد و تقابلی که داشتند در مقابل مواضع انقلاب مقاومت میکردند. هر دیدگاه بنا به تفسیر خود از زن، از جمهوری اسلامی درخواستهایی داشت و امام به سبب ویژگیهای علمی و شخصیتی که داشتند، توانستند با حرکت اصلاحی خود هر دو دیدگاه را تعدیل نمایند. حضرت امام از منظر یک مصلح و راهبر، نگرش نوینی را در مورد زن ارائه کردند.
حضور سازندهی زن در صحنههای تاریخ و در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مبارزاتی و… امری انکار ناپذیر است. اما مهم اندیشهای است که بر مسند قرائت تاریخ نشسته است. امام خمینی(ره) زن را از زوایای پنهان تاریخ و حضور مبهم و کمرنگ آن در ناخودآگاه جامعه به صحنهی خود آگاهی و فعال رساند.
رویکرد امام خمینی به مقولهی زن دارای دو بعد است. ایشان در یک بعد تبیینی و تفسیری به فروافکنی دیدگاههای نادرست نسبت به زن پرداخته و جایگاه زن را در تفکر اصلاحی خویش معین ساخته و در بعد دوم ساختار اجرایی، تربیتی و تهذیبی مناسب با شخصیت زن را ارائه نمودند. حضرت امام در مبحث کلامی، به پرتو قرآن کریم، زن را همچون مرد در پیشگاه خلقت دانستهاند. از نظر ایشان زن و مرد هر دو انسان هستند و هر دو توان رسیدن به بالاترین مراحل رشد و کمال را دارند[۶]
و در عالیترین مراحل کمال زن الگو و اسوه شده و مردان نیز باید به وی اقتدا کنند: «الگو، حضرت زهرا(علیهاالسلام) است.»[۷] تعبیرات امام از مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) و معرفی ایشان به عنوان یکی از نمونههای انسان کامل و نیز برگزیدن روز میلاد آن حضرت به عنوان «روز زن» برای معرفی الگوی برگزیدهی زن در اسلام ریشه در این تفکر دارد و این در حالی است که پیش از انقلاب، روز ۱۷ دی، روز کشف حجاب، «روز زن» بود.
حضور سازندهی زن در صحنههای تاریخ و در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مبارزاتی و… امری انکار ناپذیر است. اما مهم اندیشهای است که بر مسند قرائت تاریخ نشسته است. امام خمینی(ره) زن را از زوایای پنهان تاریخ و حضور مبهم و کمرنگ آن در ناخودآگاه جامعه به صحنهی خود آگاهی و فعال رساند.
از دیگر مبانی اندیشهی اصلاحی امام، بازخوانی منزلت اجتماعی زن از منظر دین بود. اصل اساسی مورد نظر ایشان در مورد حضور زن در صحنههای سیاسی، مبارزاتی و… ممانعت از «شیء وارگی» زن است و مطابق همین اصل است که برخوردهای متفاوت و گاه متضاد امام قابل توجیه میشود. در سالهای آغازین دههی ۴۰ و در ابتدای نهضت، مخالفت آشکار حضرت امام با حق رأی زنان (اشاره به لایحهی دولت اسدالله علم مبنی بر شرکت بانوان در انتخابات) و نیز مخالفت ایشان با تساوی حقوق زنان و سربازی بردن دختران، برخاسته از همین اصل است، چنان که ایشان خود میگویند:
«مگر با چهار تا زن فرستادن به مجلس ترقی حاصل میشود؟ مگر مردها که تا حالا بودند ترقی برای شما درست کردند تا زنهایتان ترقی درست کنند؟… ما با ترقی زنان مخالف نیستیم، با این فحشا مخالفیم، با این کارهای غلط مخالفیم.»[۸]
اما پس از پیروزی انقلاب و تغییر شرایط اجتماعی از آن جا که حضرت امام زمینه را برای رشد و حضور سازندهی آنها آماده میبینند، خواستار حضور فعال زنان در صحنههای مختلف میشوند: «شما هم (زنان) باید رأی بدهید. شما هم با سایرین فرقی ندارید، بلکه شما مقدمید بر مردها.»[۹]
«شیء وارگی» محصول نظام استثمارگر است که هم زن و هم مرد را مورد سودجویی قرار میدهد. حذف نظام ظالم و استثمارگر زمینه ساز حضور رو به کمال مرد و زن میشود و از این رو حضرت امام در تبیین حدود جایگاه اجتماعی زن در یک نظام ایدهآل میفرمایند: «در نظام اسلامی زن به عنوان یک انسان میتواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعهی اسلامی داشته باشد ولی نه به صورت یک شیء، نه او حق دارد خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند.»[۱۰] و نیز: «اسلام زن را مثل مرد در همهی شؤون – در همهی شؤون – همان طوری که مرد در همهی شؤون دخالت دارد، زن هم دخالت دارد.»[۱۱] و در این زمینه از یک سو دایرهی سخنان امام از توصیه فراتر رفته و وارد قلمرو الزام میشود: «زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند و از دیگر سو ایشان این حضور را با کرامت و شرافت ویژهای توأم میسازند: «ما نهضت خودمان را مدیون زنها میدانیم. مردها به تبع زنها در خیابانها میریختند.[۱۲]
این فرمایشات حضرت امام، تماماً بر مبنای تعالیم دین اسلام در این باره صورت گرفته است و این امر، ویژگی بارز تمامی فرمایشات ایشان است. در مورد شرایط حضور زن در اجتماع که حاصل آن سودمندی برای جامعه و خانواده و مهمتر از همه خود زن باشد و نه مضرات گسترده و غیر قابل جبران؛ آیات و روایات بسیاری مطرح است.
از دیگر نکات مهم اندیشهی امام، نسبت میان زن و مرد است. در دیدگاه سنتی، زن موجودی درجه دو تلقی میشود. در دیدگاه متجدد با آن که دایرهی اختیارات زن افزایش یافته اما وی بیشتر نقش جایگزین را دارد که در مواقع ضرورت و اضطرار جای خالی مرد را پر میکند و در نهایت زن پس از مرد قرار دارد. در فمینیسم نیز – که امروزه به عنوان پیشروترین نهضت زنانه در دنیا شناخته میشود – زن برتر از مرد است بلکه در مقابل مرد قرار دارد و برای احقاق حقوقش باید با تمام قوا در مقابل مرد بایستد و جامعهی ایدهآل آن، جامعهی یک جنسیتی و زنانه است.
بسیاری از متفکران این نهضت، تساوی میان زن و مرد را خواستار هستند و این هدف را در حقیقت بدون در نظر داشتن تفاوتهای تکوینی و طبیعی زن و مرد دنبال میکنند. از منظر امام، زن و مرد به لحاظ انسانی نسبت تساوی دارند: «زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب کند.»[۱۳]
حضرت امام با توجه به شناختی که از روحیات لطیف و خواستههای فطری و طبیعی یک زن -که مناسب جنگ و خونریزی نیست- دارند، حضور فعال ایشان در صحنههای مختلف انقلاب و پس از آن در دفاع ۸ ساله را با عبارات گوناگون ارج گذاشته بر جایگاه برتر ایشان تأکید میورزند: «شما رهبران نهضت هستید، بانوان رهبران نهضت ما هستند، ما دنباله رو آنها هستیم، من شما را به رهبری قبول دارم و خدمتگزار شماییم.»[۱۴]
به صورت طبیعی پس از تبیین و تفسیر جایگاه و منزلت اجتماعی زن از سوی امام خمینی(ره)، زمینه برای حضور فعال و سازندهی زن در نظام اسلامی فراهم شد. به همین جهت ایشان از یک طرف حدود فعالیتهای علمی، اجرایی، سیاسی، حقوقی و… زنان را معین میسازند و از طرف دیگر با بررسی تنگناهای موجود، راهحلهایی مناسب را ارائه میکنند.
در این مرحله امام به تعدیل نظرهای مختلف میپردازند. مخاطبین امام در این جا همگان هستند، به ویژه آنان که نظرشان هماهنگ با امام نیست: «آنهایی که کارشکنی میکنند (اشاره به کسانی که به بهانههای مختلف با فعالیتهای اجتماعی زنان مخالفت میکردند)اگر مسلمان هستند، این خدمت بزرگی که این خانمها و این بانوان دارند میکنند و پیش خدا خدمت شایسته است، از معاصی کبیره است که کارشکنی در این موضوع بکنند و اگر چنانچه آنها هستند که پایبند به اسلام نیستند و میخواهند هرزگی بکنند، فصل هرزگی گذشت، دیگر به شما اجازه نمیدهند بانوان ایران که کارهایی که سابق میکردید، این کارها را اعاده بدهید.»[۱۵]
در نگرش امام خمینی(ره)، هر چند زن حق حضور در تمامی امور را دارا میباشد اما مقام مادری دارای جایگاه ویژهای است و به همین سبب مادری را بالاترین شغل، شغلی شریف، شغل معلمی، بالاتر از معلمی و شغل انبیا و انسان سازی میداند و به همین سبب مادر بودن و تربیت فرزندان را اصلیترین وظیفهی زن و جدا کردن فرزند را از مادر از عوامل انحطاط جامعه میداند: «در طول این سلطنت، اینها کوشش کردند که مادران را از بچهها جدا کنند، به مادرها تزریق کردند که بچهداری چیزی نیست، شما توی ادارات بیایید و اینها بچههای معصوم را جدا کردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاهها و جاهای دیگر و اشخاص اجنبی و غیر رحیم آنها را به تربیت فاسد تربیت میکردند. بچهای که از مادرش جدا شد، پیش هر که باشد عقده پیدا میکند، عقده که پیدا کرد، مبدأ بسیاری از مفاسد میشود. بسیاری از قتلهایی که واقع میشود، از روی همین عقدههایی است که پیدا میشود و بسیاری از عقیدهها از این پیدا میشود.»[۱۶]
در مجموع، انقلاب اسلامی ایران موجب تحولاتی در فرهنگ و ساختار فکری جامعه و به طور خاص زنان گردید که جهشی باور نکردنی را در وضعیت ایشان پدید آورد. افزایش تعداد تحصیل کردهها، دانش آموزان و دانشجویان، اساتید، هنرمندان، شاغلان و فعالان اقتصادی و اجتماعی، توجه خاص به وضعیت حقوقی زنان و تصویب قوانین متناسب با وضعیت روز ایشان همانند قانون «تعیین مهریه به نرخ روز»، توجه به وضعیت اشتغال زنان و تصویب قوانین کار متناسب با شأن مادری و همسرداری زنان، همچون استفاده از تعطیلات دوران زایمان، کار نیمه وقت، بازنشستگی پیش از موعد و امکان بهره از حق طلاق در موارد و شرایطی خاص مانند عسر و حرج و یا گذاشتن شرط ضمن عقد برای آن و … از دستآوردهای انقلاب برای زنان بوده است، هر چند که تا ایجاد وضعیت مطلوب فاصله بسیار است.
به صورت طبیعی پس از تبیین و تفسیر جایگاه و منزلت اجتماعی زن از سوی امام خمینی(ره)، زمینه برای حضور فعال و سازندهی زن در نظام اسلامی فراهم شد. به همین جهت ایشان از یک طرف حدود فعالیتهای علمی، اجرایی، سیاسی، حقوقی و… زنان را معین میسازند و از طرف دیگر با بررسی تنگناهای موجود، راهحلهایی مناسب را ارائه میکنند.
از این رو در سایهی فرهنگ اسلامی نقش زن در بسیاری از ابعاد مانند سنگر حجاب، تحصیل، کسب مهارتهای گوناگون، تصدی مسؤولیتهای مهم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ستودنی است. همچنین، زنان مسلمان و انقلابی با تربیت صحیحفرزندان در شکلدهی فرهنگ و سازندگی آیندهی اسلامی سهیم هستند.
نتیجهگیری
روند اصلاحی اندیشهی حضرت امام در دوران ۱۰ سالهی اول نظام جمهوری اسلامی و تداوم آن به وسیلهی خلف صالح ایشان حضرت آیت الله خامنهای(دامظلهالعالی) موجب شده که زمینهی رشد زنان فراهم گشته و این نیز ظهور استعدادهای ایشان و حضور فعال در صنعت، علوم، سیاست، هنر و… را به دنبال داشته است. امروز تعداد پذیرفتگان و فارغ التحصیلان در دانشگاه به ۲۵ برابر و حضور ۷ برابریِ استادانِ خانم نشان دهندهی رشد زنان در بعد از انقلاب است. اما به نظر میرسد سمت و سوی این روند در حال حاضر بیشتر متوجه حضور زن در جامعه میباشد و در مقابل توجه به وظایف اصلی زن یعنی مادری و همسری کم رنگ شده است.
هر چند سیاست اجتماعی جهانی، زنان را از شاخصههای توسعه میداند اما باید توجه داشت که پایبندی به اصول اندیشهی امام در مورد زن، جامعهی بشری را به سمت توازن اجتماعی سوق میدهد و در این مورد سیاستگذاران نظام نباید دستخوش جوّ حاکم جهانی شوند. بنابراین، یکی از مهمترین دستآوردهای فرهنگی انقلاب، مشخص شدن جایگاه واقعی زن مسلمان در خانه و اجتماع بود.
بر اساس خود باختگی فرهنگی و رواج ارزشهای غربی در عصر پهلوی، هویت اسلامی زن مسلمان ایرانی مورد تهدید واقع شده بود. در جامعه به تدریج فرهنگ برهنگی و بیعفتی رواج مییافت و از فعالیتهای اجتماعی و مفید زنان کاسته میشد. پس از انقلاب اسلامی جایگاه زن در جامعهی اسلامی تبیین شد و همان گونه که زنان در جریان انقلاب فعالیت داشتند پس از انقلاب به جایگاه واقعی که مسؤولیت در برابر مصالح اجتماعی و سیاسی جامعه و حضور فعال در صحنههای مختلف بود، دست یافتند.(*)
پینوشتها:
[1] موسوی خمینی، سیدروح الله، جایگاه زن در اندیشهی امام خمینی(ره)، تهران، مؤسسهی تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ چهارم، ص۱۸۶٫
[2] همان، ص۱۷۱٫
[3] همان، ص۱۶۹٫
[4] همان، صص۱۶۷-۱۷۵٫
[5] همان، ص۱۶۹٫
[6] همان، ص۱۶۹٫
[7] همان، ص۲۵٫
[8] همان، ص۲۵٫
[9] همان، ص۶۸٫
[10] همان، ص۶۵٫
[11] همان،ص۵۸٫
[12] همان،صص۶۸ و۱۶۹٫
[13] همان، ص۸۳٫
[14] همان، ص۷۵٫
[15] همان، ص۱۶۹٫
[16] همان،ص۱۳۶٫
برهان / راحله کاردوانی
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR سرویس جدیدی را با محوریت کتاب راهاندازی کرده است.
این صفحه از سه بخش اصلی با عنوانهای «تلمیحات و اشارات»، «کتابخانه» و «انتشارات» تشکیل شده است.
«تلمیحات و اشارات» بخش مربوط به ارائهی نقطهنظرات مکتوب و شفاهی رهبر معظم انقلاب اسلامی دربارهی کتابها، نویسندگان و مسائل اصلی عرصهی کتاب و نشر است. «کتابخانه» شامل کتب مورد تأیید یا مرتبط با رهبر انقلاب است که در آن ضمن ارائهی اطلاعات کلی، مرور و توصیفی بر هر کتاب نیز درج شده است. بخش «انتشارات» صفحهی کتاب هم کتابهای منتشرشدهی انتشارات انقلاب اسلامی را در پیشگاه نظر و انتخاب مخاطبان قرار داده است.
همچنین عنوان اصلی (تیتر یک)، عنوان فرعی (تیتر دو)، آخرین اخبار و ویترین کتاب و اخبار دیگر رسانهها از دیگر بخشهای صفحهی کتاب است.
از نکات قابل توجه در این صفحه، علاوه بر فضای خاصی که تداعیکنندهی یک کتابخانهی واقعی است، راههای دسترسی به اطلاعات با روشهای گوناگون الفبایی، محتوایی و موضوعی است. همچنین در انتهای صفحه بخش بستهی پیشنهادی و أعلام برگزیده قرار دارد.
شایان ذکر است این صفحه به صورت متناوب و منظم روزآمدسازی خواهد شد.
برای مشاهده این صفحه از این آدرس http://farsi.khamenei.ir/book استفاده کنید.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش دشمن برای استفاده از نقاط ضعف تاکید کردند: انسان در معرض آسیب قرار دارد و همه باید مراقب رفتار خود باشیم و بدانیم برخی مظاهرِ خودنمایی، بی تقوایی و رعایت نکردن حجاب و عفاف آثار مخرب و ماندگاری بر اخلاق و سیاست جامعه دارد و در این زمینه باید خود زنان، بیشتر مواظبت کنند.
جنگ نرم و عملیات روانی به نقل از دفتر رهبر معظم انقلاب، در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بانوی حیا و پاکدامنی، حسینیه امام خمینی، سیراب از فضائل و مناقب کوثر نبوی شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار با تبریک روز تاریخی و فراموش نشدنی ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها و گرامیداشت تقارن این روز با تولد امام خمینی (ره)، ابعاد مختلف زندگی حضرت فاطمه زهرا را الگوی جامعی از فضائل معرفی و خاطرنشان کردند: نام گذاری امروز به نام روز زن، درسهای جاودانه ای برای همه خصوصاً بانوان و زنان کشور اسلامی ما دارد تا با آراستن خود به زیور تقوا، عفاف، دانش، شجاعت، ایستادگی، تربیت صحیح فرزند، و اهمیت دادن به خانواده، در راه و مسیر حضرت زهرا (س) حرکت کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه ذهن و کلام انسانی از بیان تمام فضیلت، درخشندگی، کبریاء و عظمت دخت گرامی پیامبر قاصر و عاجز است افزودند: با این وجود، کلام و زندگی آن بانوی بزرگوار و ائمه اطهار، از دسترس انسان خارج نیست بلکه بر خلاف الگوهایِ دروغینِ دنیایِ مادی، ائمه اطهار(ع)، مسیر و جهتِ صحیح حرکت و زندگی انسانها را نشان داده اند و خود بر قله این کمالات ایستاده اند و انسان را نیز دعوت به پیمودن این مسیر کرده اند.
ایشان همه جامعه خصوصاً بانوان را به پیمودن راه فضیلت های معنوی ائمه اطهار دعوت کردند و با مروری بر سوابق تاریخی حضور زنان در عرصه های مختلف مبارزه از زمان مشروطه تا پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی خاطرنشان کردند: این حضور مؤثر نشان می دهد زنان با حجاب کامل می توانند در این عرصه ها حضور یابند و باشجاعت به وظیفه خود عمل کنند که نمونه عینی آن، مادران بزرگوار شهدا هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای به تلاش دشمن برای استفاده از نقاط ضعف اشاره کردند و افزودند: انسان در معرض آسیب قرار دارد و همه باید مراقب رفتار خود باشیم و بدانیم برخی مظاهرِ خودنمایی، بی تقوایی و رعایت نکردن حجاب و عفاف آثار مخرب و ماندگاری بر اخلاق و سیاست جامعه دارد و در این زمینه باید خود زنان، بیشتر مواظبت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، حجاب را موجب شخصیت زن و عاملی برای وقار و متانت او دانستند و تصریح کردند: عفاف بانوان باعث افتخار ، ارزش گذاری و سنگین شدن آبرو و احترام زن در جامعه می شود به همین دلیل باید از اسلام به خاطر توجه به مسئله حجاب تشکر کرد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، شناخت و معرفت اهل بیت را نعمت بزرگ خداوند دانستند و خاطرنشان کردند: ستایشگری فضائل اهل بیت (ع) در قالب شعر و نثر نعمت دیگری است که مداحان باید قدر آن را بدانند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه معرفی فضایل معنوی اهل بیت، الگوسازی در جامعه است افزودند: اگر این حرکت با نیت خدایی و خالصانه در جامعه انجام شود کار متعالی و اثر گذاری خواهد بود به همین دلیل مداح باید ببیند بیان کدام منقبت و فضیلت موجب هدایت مخاطب و خضوع و خشوع دل مستمع در برابر خداوند می شود و او را برای حرکت در مسیر اهل بیت تشویق می کند.
ایشان کار جامعه مداحان را بیان حقیقت با استفاده از صدای خوش، آهنگ زیبا، در قالب شعر دانستند و تصریح کردند: استفاده از ترکیب چند هنر، تأثیر مضاعفی در ذهن مخاطب می گذارد لذا احتیاج به فکر و آموزش دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سطح بالای فهم، معرفت، بلوغ فکری، آگاهی و بصیرت آحاد جامعه خاطرنشان کردند: امروز توانایی های ایران اسلامی در عرصه های مختلف در جهان سراسر مادی می درخشد و مثل خورشید نورافشانی می کند و مداحان نیز باید با توجه به چنین فضایی، به مخاطب خود مطلب و شعر ارائه کند.
بعد از اتفاقی که در سال۸۸ افتاد، مجموعه آن نهادهایی که فتنه ۸۸ را در ایران طراحی کرده بودند به طور مفصل به بررسی این مسئله پرداختند که فتنه ۸۸ به چه دلیل شکست خورد، چون آمریکایی ها هنوز هم معتقدند که فتنه ۸۸ یک فرصت بی نظیر بود که از دست رفت. برای آن ها بسیار مهم است که نخست بتوانند مجدد آن فرصت را احیا کنند و دوم اگر این بار این فرصت احیا شد، از دست نرود و بتوانند حداکثر استفاده را از آن ببرند.
جنگ نرم و عملیات روانی به گزارش مشرق؛ بنابراین برنامه بسیار جامعی تدوین شده است. اگر چه این برنامه کاملا ناموفق است، در عین حال جامع است و ابعاد مختلفی در آن دیده شده است که دوباره ناآرامی های سال۸۸ یا شکل دیگری از بی ثباتی سیاسی و اجتماعی در ایران تولید شود.
محورهای این طرح جامع بسیار متنوع هستند که به طور خلاصه چند محور کلیدی آن عبارت اند از:
۱- تشدید شکاف های سیاسی درون حاکمیت و انتقال شکاف ها از سطح سیاسی به سطح اجتماعی: به وجود آوردن وضعیتی که نخست نهادهای سیاسی در نظام تا حد کینه توزی و دشمنی در مقابل همدیگر قرار بگیرند و بعد بدنه اجتماعی این نهادها و گروه های سیاسی هم در مقابل هم قرار بگیرند. در واقع می خواهند شکاف سیاسی تبدیل به شکاف اجتماعی شود و در نهایت یک پروژه فروپاشی اجتماعی در ایران رخ دهد. مانند کاری که در سال۸۸ می خواستند انجام دهند، اما موفق نشدند.
در سال۸۸ شکاف سیاسی رخ داد، اما شکاف اجتماعی به آن شکلی که مدنظر دشمن بود و می توانست کشور را فلج کند، اتفاق نیفتاد. مردم خیلی زود متوجه شدند که یک طرف این صحنه در حال دروغ گفتن است.
بنابراین در روز ۹دی وحدتی در بدنه جامعه به وجود آمد که باعث شد به تدریج آن شکافی که در رأس بود هم از بین برود.
۲- ناکارآمد نشان دادن ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران: هم جریان فتنه و هم جریان انحراف هر دو به دنبال محقق کردن این هدف هستند. در واقع آن ها تلاش می کنند این نکته را به مردم القا کنند که مشکل اساسی در کشور ما ساختار نظام است و اگر ناکارآمدی وجود دارد، ناکارآمدی ساختاری است.
همان طور که جریان اصلاح طلب دنبال پروژه ساختارشکنی بود، جریان انحراف هم از مسیر دیگر و البته به شکلی پیچیده تر همین هدف را دنبال می کند؛ یعنی، آن ها در نهایت می خواهند این جمع بندی را به وجود آورند که بایستی تغییرات ساختاری در نظام شکل بگیرد.
این بخش قابل توجهی از پروژه دشمن است، چون ساختاری که در ایران شکل گرفته و اساساً مبتنی بر یک نظام ولایی است، مهم ترین مشکل آن ها به شمار می رود. بنابراین اگر گروه هایی در داخل ایران داوطلب صدمه زدن و ضربه زدن به این ساختار باشند، به شدت مورد حمایت قرار می گیرند.
۳- تلاش برای اعتبارزدایی از رهبر معظم انقلاب: یکی از مهم ترین ارزیابی های دشمن در سال۸۸ این بود که از اصلی ترین عوامل شکست فتنه۸۸، اقتدار رهبری، اشراف ایشان بر ساختار حاکمیت، محبوبیت اجتماعی وسیع ایشان و قدرت ایشان در مدیریت بحران بود.
ارزیابی دشمن این است که تا زمانی که در ایران ولی فقیه وجود دارد، آنها قادر نخواهندبود که هیچ ناآرامی موفقی را در ایران شکل بدهند و هر پروژه ای که اتفاق بیفتد ظرف مدت زمان کوتاهی شکست خواهد خورد، به دلیل این که به یک مانع جدی به نام اقتدار رهبری در ایران برخورد می کند. بنابراین یک پروژه بسیار جدی وجود دارد و آن این است که به هر قیمت ممکن توانایی رهبری برای مدیریت و مهار بحران ها آسیب ببیند.
این پروژه از حمله به شخص ایشان آغاز می گردد تا مجموعه اقدام هایی که از جانب برخی از گروه های سیاسی انجام می شود تا رهبری را وارد منازعاتی کنند که از دید آنها به اعتبار رهبری صدمه می زند. همچنین منتسب کردن بعضی از ناکارآمدی ها و مشکلات به ایشان جزو پیامدهایی است که آنها از آن استقبال می کنند. اینها همه در چارچوب راهبردی است که می گوید حتما باید اعتبار رهبری آسیب ببیند تا بتوان مجدداً پروژه فتنه ۸۸ را در ایران بازسازی کرد.
۴٫ محور آخر برای بازسازی فتنه ۸۸ در ایران، ایجاد بحران در سیاست خارجی کشور است به نحوی که مردم در داخل به این نتیجه برسند که سیاست خارجی کشور باید هرچه سریع تر تغییر کند.
تبدیل بحران های سیاست خارجی به بحران های سیاست داخلی و شکستن اجماع ملی درباره پروژه های سیاست خارجی شاید جزو مهمترین مسائلی است که در دستور کار سرویس های غربی در ایران قرار دارد. به عنوان مثال بحث هسته ای و تحریم ها را درنظر بگیرید. امروز مهم ترین هدفی که دشمن از بحث تحریم ها تعقیب می کند این است که موضوع تحریم ها را به یک مسئله داخلی تبدیل سازد؛ یعنی، کسانی در داخل کشور این بحث را شروع کنند که تحریم ها خیلی سنگین شده است و فن آوری هسته ای ارزش ندارد که ما این قدر به خاطر آن هزینه بدهیم.
در واقع در شرایط فعلی درونی کردن درگیری ها و مسائل سیاست خارجی برای آمریکایی ها فوق العاده اهمیت دارد. شاید این مهم ترین پروژه ای است که ما امروز در محیط امنیت ملی و سیاست خارجی با آن مواجه هستیم. به نظر دشمن، ترکیب این مسائل با همدیگر، شرایطی را به وجود خواهدآورد که به نحوی می تواند زمینه بازسازی فتنه ۸۸ را فراهم سازد.
در پایان سال گذشته، در اخبار اعلام شد که پروژه جدید فشار علیه ایران در حال شکل گیری است. پروژه ای که نام معنادار «هدیه ۶۰» را برآن نهادند و کدهای متعددی از آن ارائه شد که نشان می داد طراحی پیشرفته ای علیه ایران در حال انجام است؛ این پروژه اهداف متعددی را دنبال می کرد یکی از اهداف عمده این پروژه، تلاش برای واردکردن یک ضربه نهایی به نظام در انتخابات بود، به گونه ای که تا انتخابات آتی ریاست جمهوری تداوم یابد.
در ادامه پروژه جدید فشار، برضد ایران چند پروژه زیرمجموعه این پروژه بزرگ تعریف شده بود؛ از جمله واحدسازی اپوزیسیون از طریق برگزاری کنفرانس های زنجیره ای گذار به دموکراسی، هجمه به رهبری نامه نگاری به رهبری، طرح عملیات روانی و فریب برخی از روحانیون، چهره های مذهبی و… که به طور کلی پروژه هایی به هم پیوسته، ذیل پروژه هدیه ۶۰ بودند که در فاز اجرایی قرار گرفتند.
بحث کنفرانس ها و هجمه به رهبری باید در چارچوبی کلی تر مطرح شود. پروژه ای که می توان آن را «بازسازی فتنه ۸۸ در ایران» از راه بازآرایی سازمان اپوزیسیون نامید؛ یعنی، آمریکایی ها تصمیم گرفتند که سازمان اپوزیسیون خارج از کشور را نوآرایی کنند، مجموعه جریان هایی را که تحت عنوان اپوزیسیون در خارج فعالیت می کنند از وضعیت ۳۰ سال گذشته خا رج کنند و اصلاحاتی را در آن ها به وجود آورند تا در مبارزه بر ضد جمهوری اسلامی کارآمدتر شوند.
اصلاحاتی که آن ها قصد دارند در سازمان اپوزیسیون به وجود آورند، از چند محور تشکیل شده است:
۱- تلاش برای تجمیع اپوزیسیون؛ یعنی تلاش برای کم رنگ کردن مرزهایی که به طور تاریخی، ایدئولوژیک یا سازمانی بین این نیروها همیشه وجود داشته است. هدف آن ها نشاندن این افراد دور یک میز و و ایجاد پروژه های مشترک میان آن هاست. در واقع آمریکایی ها می کوشند این قهر تاریخی را که بین اضلاع مختلف اپوزیسیون وجود داشته و باعث شده است آن ها هیچ وقت متحد عمل نکنند و بخش بزرگی از نیروهایشان صرف مبارزه با همدیگر شود، علاج کنند.
۲- تقسیم کار بین اپوزیسیون؛ واضح است که سرویس های اطلاعاتی غربی به ویژه آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسرائیل، با توجه به سابقه طولانی اپوزیسیون ایرانی، کاملا به این نتیجه رسیده اند که تمامی این گروه ها از توانایی یکسانی برخوردار نیستند. برخی از این گروه ها صرفا کارکرد رسانه ای و عملیات روانی دارند، مانند مجموعه گروه هایی که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند. برخی دیگر از آن ها توانایی های عملیاتی دارند، مانند منافقین یا برخی معارضین کرد. برخی دیگر توانایی های اطلاعاتی هم دارند، مثل منافقین که در حوزه جمع آوری می توانند به سرویس های اطلاعاتی غربی کمک کنند.
بنابراین برای آمریکایی ها مهم است که مجموعه کارکردهای آنان را در یک پروژه کلان گردآوری کنند و بین آن ها تقسیم کار انجام دهند تا هر کدام از آن ها متولی انجام بخشی از پروژه باشند و در نهایت پروژه به طور کامل عملی شود.
۳- برداشتن مرز میان فعالیت تروریستی و فعالیت اپوزیسیونی؛ کاملا واضح است برخی از گروه هایی که در کنفرانس های «واشنگتن»، «لندن» و «اولاف پالمه» دور هم گرد آمده اند سوابق واضح و ثبت شده تروریستی دارند و حتی اسلحه به دست بوده اند و در خیابان های ایران آدم کشته اند، اما حالا کت و شلوار پوشیده اند، کراوات زده اند و کنار کسانی می نشینند که در فعالیت بر ضد نظام جمهوری اسلامی مشی سیاسی داشته اند. آمریکایی ها می خواهند که قبح نشستن کنار تروریست ها و مشارکت در پروژه های تروریستی شکسته شود، گروه های اپوزیسیون کارکردهای همدیگر را بپذیرند و آن مرزبندی و فاصله گذاری تاریخی با گروه های مسلح از بین برود.
۴- رسمی کردن و آشکار کردن حمایت از این گروه ها؛ تاکنون حمایت های اطلاعاتی و مالی آمریکا، اسرائیل و کشورهای دیگر از گروه های اپوزیسیون پنهان بود. بعضی از این گروه ها در فهرست گروه های تروریستی کشورهای غربی قرار دارند و بعضی دیگر آن قدر بدنام هستند که هزینه حمایت آشکار از آن ها بسیار بالاست. بنابراین آمریکا و دیگر کشورها همیشه به صورت پنهان از آن ها حمایت می کردند.
در چارچوب این پروژه جدید آمریکایی ها دنبال این هستند که قبح ارتباط رسمی با خارج و حمایت آشکار از این گروه ها را بشکنند و هم چنین این گروه ها را متقاعد سازند که این حمایت آشکار به نفع آن هاست. ضمن این که تحلیل آمریکایی ها این است که اگر این حمایت به طور آشکار انجام شود، این گروه ها اعتماد به نفس بیش تری پیدا خواهند کرد. با داشتن این چارچوب کلان، جایگاه مجموعه کنفرانس هایی که با هدف اتحاد و تجمیع اپوزیسیون در سال گذشته از جانب سرویس های غربی در اروپا و آمریکا برگزار شد، روشن می شود. در این زمینه شواهد متعددی وجود دارد که نشان دهنده تحرکات وسیع غرب علیه نظام جمهوری اسلامی است.
شاهد اول، تحرک شدید سرویس های اطلاعاتی برای تجمیع اپوزیسیون است.
شاهد دوم، مربوط است به تمرکز جامعه اطلاعاتی و رسانه ای غرب روی شخص رهبر معظم انقلاب. نخست برای تقدس زدایی از ایشان، دوم زیر سؤال بردن عملکرد و کارنامه ایشان و سوم عادی سازی بحث درباره ایشان در فضای داخلی ایران
شاهد سوم، مربوط است به مجموعه تلاش هایی که طرف غربی برای ارتباط گیری مستقیم با جامعه ایرانی انجام می دهد؛ از ایجاد سفارت مجازی تا سرمایه گذاری های سنگین در زمینه ایجاد زیرساخت های لازم برای دسترسی ویژه ایرانیان به اینترنت انجام می دهند.
شاهد چهارم، مربوط است به حضور مقام های آمریکایی در رسانه ها و تلاش برای ایجاد ارتباط های مستقیم با جامعه ایرانی.
شاهد پنجم، مربوط به تولید سخت افزارهای جدید و تحویل این سخت افزارها به گروه های مختلف اپوزیسیون برای جمع آوری اطلاعات در داخل ایران است که در این باره شواهد و اطلاعات مفصلی وجود دارد.
مجموعه این ها نشان دهنده این است که تمرکز روی جامعه ایرانی و ارتباط گیری مستقیم به عنوان یکی از رئوس پروژه هدیه ۶۰ در پروژه جنگ نرم دشمن قرار دارد.
شاهد ششم، که در شرایط فعلی از اهمیت بسیاری برخوردار است مربوط به هم زمان کردن و منطبق کردن تحریم ها با این پروژه اطلاعاتی است. رویکرد تحریم ها از حدود ۶ماه پیش کاملاً تغییر کرده است؛ که تا قبل از این، متمرکز بر برنامه هسته ای و موشکی ایران بود، ولی اکنون متمرکز بر زندگی عادی مردم ایران است؛ یعنی، تلاش آن ها متمرکز بر مختل کردن زندگی عادی مردم و ایجاد نارضایتی است.
شاهد هفتم(آخر)، مربوط به ایجاد هماهنگی بین اپوزیسیون داخل و خارج از کشور است که طی آن فتنه سبز کانال های مستقیمی برای ارتباط با اپوزیسیون خارج از کشور پیدا کند و در یک تقسیم کار مشترک با آن ها قرار بگیرد. آخرین نمونه آن را در انتخابات مجلس نهم دیدیم که چطور استراتژی تحریم انتخابات از بیرون تولید شد و در داخل از آن تبعیت شد؛ یعنی، اپوزیسیون داخل و اپوزیسیون خارج یک استراتژی واحد را درباره انتخابات در پیش گرفتند و این نشان می دهد که بین آن ها هماهنگی ایجاد شده است.
هم چنان که اصلا ایجادتشکیلاتی به نام «شورای هماهنگی راه سبز امید» با همین هدف بود که سران داخلی فتنه در خارج از ایران دارای نمایندگان مشخصی باشند که خارجی ها بتوانند با آن ها ارتباط برقرار کنند. این مجموعه شواهدی است که می توان آن ها را برای اثبات اصل وجود چنین پروژه ای بیان کرد.
لازم به ذکر است که هدف این پروژه منحصر به تأثیرگذاری بر انتخابات مجلس نبوده است. هدف این پروژه یک هدف کلان است که در پی بازسازی فتنه ۸۸ در ایران می باشد. در واقع سرویس های غربی مطالعه جامعی انجام داده اند که چرا فتنه ۸۸ در ایران شکست خورد و چگونه می شود فتنه ۸۸ را مجدد بازسازی کرد. در آن مطالعه اقدام های وسیعی پیش بینی شده است. یکی از آن ها مربوط به سازمان دهی اپوزیسیون و ایجاد ارتباط بین اپوزیسیون داخل و خارج است که توسط تحریم ها تقویت می شود.
ولی موضوع فراتر از این انتخابات یا انتخابات خاص است. آمریکایی ها به دنبال این هستند که سازمان اپوزیسیون تجدید شود، کارکردهای جدیدی پیدا کند و برای هدف گذاری های آینده آن ها بر ضد جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک مجموعه کارآمدتر شود. این هدف کلیدی آن هاست. بنابراین این پروژه مرحله به مرحله، تکامل پیدا خواهد کرد. البته تا امروز این پروژه با شکست های بسیار مهمی مواجه شده است.
برنامه های حال و آینده این پروژه
اولین برنامه عملیاتی این پروژه، افزایش فشارهای خارجی بر مردم ایران با هدف بدبین کردن آنان نسبت به حاکمیت است.
دومین برنامه آن، افزایش تهاجم عملیاتی به اهداف داخلی است که به شکل عملیات نیمه سخت مانند: «ترور، انفجار، خراب کاری» و اشکال دیگر افزایش پیدا خواهد کرد؛ که دو هدف را پیگیری می کند: «نخست، به چالش کشیدن اقتدار امنیتی حاکمیت. دوم، ایجاد شرایطی جهت کند شدن برنامه هسته ای ایران»، تا غرب زمان کافی برای پیگیری اهداف خود، به دست آورد.
سومین برنامه این پروژه، که نکته مهم و قابل توجهی است- تلاش برای بازگشت جریان فتنه به درون نظام جهت بهره مندی اپوزیسیون از امکانات درون حاکمیت، در راستای عملیاتی ساختن پروژه های مدنظرشان است. چهارمین طرح عملیاتی آن ها، تقویت گفتمان جریان انحرافی در داخل ایران به ویژه از حیث موضوع مذاکره با آمریکاست. به نظر می رسد جریانی در داخل شکل گرفته که با هدایت طرف خارجی سعی می کند کشور را نیازمند مذاکره و معامله با آمریکا نشان دهد.
شواهد حاکی از این است که در نهایت، چیدن محصول این پروژه در انتخابات ریاست جمهوری اتفاق خواهد افتاد. مجموع پروژه هایی که به آن ها اشاره شد- بعضی از آن ها در گذشته آغاز شده و بعضی هم به تازگی در فاز اجرایی قرار گرفته اند- قرار است که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ محصول دهند. به طور مشخص مسئله ای که در حال حاضر آن ها انتظارش را دارند این است که نخست، ناآرامی های اجتماعی در ایران بازتولید شود، به ویژه از راه طبقه محروم جامعه با افزایش فشار ناشی از تحریم های اقتصادی که در حال حاضر همین موضوع در حال پیگیری و اجراست.
دومین نکته، تشدید شدید فشارهای سیاسی است؛ به گونه ای که از رهبری در مدیریت این فرآیند هزینه شود یعنی شکاف های سیاسی به حدی برسد که مجدد مانند سال ۸۸، اعتبار رهبری و نظام جمهوری اسلامی زیر سؤال برود.
کسانی در داخل حضور دارند که مجموعه کنش های آن ها در قالب برنامه های کلان سرویس های غربی قرار می گیرد، به عنوان مثال کسانی که بحث مذاکره با آمریکا را پیگیری می کنند یا تلاش هایی که از جانب جریان فتنه برای بازگشت به نظام بدون مرزبندی با فتنه سال ۸۸ صورت می گیرد، برنامه ریزی شده است. اما مجموعه اتفاق هایی نیز در داخل رخ می دهد که تکمیل کننده پروژه دشمن است، اما در هماهنگی با دشمن صورت نمی گیرد. در واقع نوعی موضع گیری برای مصرف داخلی است که برای پروژه های سرویس های غربی بر ضد ایران زمینه سازی می کند که شاید مهم ترین آن در جریان اصولگرا، تشدید شکاف ها و رو در رو ایستادن گروه های مختلف اصولگرا با یکدیگر و بیرون ریختن اسرار نظام است. عمیق تر کردن این رویارویی و تبدیل رقابت به کینه توزی، اتفاقی است که متأسفانه در انتخابات مجلس شکل گرفت. تلاش دشمن این است که این شکاف ها را در انتخابات ریاست جمهوری عمیق تر سازد.
این پروژه، برنامه ای کاملاً جدی است که نشان دهنده اراده دشمن برای متوقف کردن ایران در مرحله تاریخی و حساس فعلی است که چنانچه ایران از این مرحله عبور کند به تعبیر اسراییلی ها وارد نوعی منطقه مصونیت خواهد شد؛ بنابراین در جدی بودن پروژه هیچ تردیدی نیست اما این که طرف مقابل در نهایت موفق خواهد شد یا خیر، لازم است به این نکته توجه کنیم که قلب این پروژه مبتنی است بر تجدید سازمان، بازسازی و نوسازی سازمان اپوزیسیون.
سرمایه گذاری روی این پروژه، از اصل شکست خورده است. به این معنا که گروه های اپوزیسیون مانند: «گرایش های چپ، گروه های راست، سلطنت طلبان، بهاییان، گروه های وابسته به حزب توده، فداییان، تروریست هایی مثل کومله، جریان های تجزیه طلب، منافقین و…» بی آبروتر از آن هستند که بتوانند در ایران حرکتی مؤثر ایجاد کنند. در واقع تمسک سرویس های اطلاعاتی غربی به این گروه ها، نشان دهنده این است که از ارتباط گیری با مردم ایران ناامید هستند. اگر امیدی به این داشتند که می توانند با مردم ایران ارتباطی مؤثر برقرار کنند و اگر می توانستند که از این ناحیه حرکتی در داخل ایران ایجاد کنند، بعید به نظر می رسید که سراغ چنین گروه های بی آبرو و ناکارآمدی بروند.
از سوی دیگر، اجرای پروژه «هدیه ۶۰» روی دوش کسانی گذاشته شده است که تحمل چنین باری را ندارند و حتی اگر تمامی ظرفیت هایشان را بسیج کنند بازهم ظرفیت های ناچیزی است. برآوردها حاکی از این است که دشمن ظرف مدت زمان کوتاهی مجبور خواهد شد که پروژه «هدیه ۶۰» را بازبینی کند و در این بازبینی، مرکز ثقل طراحی خود را از روی بعضی از نیروهای خارج نشین به عناصر، جریان ها و گروه های موجود در داخل کشور منتقل خواهد کرد که در راستای تحقق پروژه دشمن، کارآمدی آن ها نسبت به اپوزیسیون خارج از کشور بسیار بیش تر است.
در باره میزان امکان تحقق این پروژه چند نکته قابل ذکر است:
اولین نکته، این که تا آن جایی که به سازمان اپوزیسیون در خارج از کشور مربوط است، امکان تحقق این پروژه بالاست. به این معنا که گروه های مختلف ضدانقلاب خارج، از آن جا که به لحاظ سازمانی، هرکدام به یکی از سرویس های اطلاعاتی کشورهای بیگانه مرتبط هستند، تجمیع این گروه ها ذیل یک سازمان واحد، علی القاعده برای این سرویس های اطلاعاتی دشوار نخواهدبود.
شواهد موجود بیانگر این است که اراده جمعی در کشورهای غربی برای شکل دادن به این پروژه شکل گرفته است. برگزاری نشست های متعدد و پی درپی میان گروه های مختلف اپوزیسیون و کنفرانس هایی که هدف اعلام شده تمامی آنها ایجاد هماهنگی عملیاتی بین این گروه هاست، نشان دهنده وجود اراده ای جدی، ورای این طراحی است. بنابراین اگرمنظور از امکان پذیر بودن این پروژه، تحقق اصل وحدت اپوزیسیون است به نظر می رسد چنانچه سرویس های اطلاعاتی حامی اپوزیسیون، اراده کنند، وحدت اپوزیسیون کمابیش رخ خواهد داد اگرچه هیچ وقت کامل نخواهدبود. به این دلیل که مرزبندی ها و رقابت میان این گروه ها تمامی نخواهد داشت.
نکته دوم، این است که قلب این پروژه پیگیری دو هدف است: نخست، ارتباط با داخل ایران یعنی هماهنگ کردن رفتار جریان فتنه در داخل با اپوزیسیون خارج کشور. البته به هیچ وجه به آن شکلی که طرف غربی انتظار دارد امکان پذیر نیست؛ به این علت که اول جریان فتنه در داخل ایران فاقد سازمان سیاسی قابل اتکا است؛ زیرا این سازمان و پایگاه اجتماعی فعال این جریان در سال ۸۸ ، یا از بین رفته یا تبدیل به پایگاه اجتماعی غیرفعال شده است.
ضمن اینکه هماهنگ شدن با ضدانقلاب خارج از کشور، برای اپوزیسیون داخلی بسیار گران تمام خواهدشد؛ زیرا به هر میزان اپوزیسیون داخلی خود را در جریان ضدانقلاب هماهنگ کند، ازسوی افکارعمومی به هماهنگی با طرف خارجی متهم خواهدشد و مورد تنفر مردم قرار خواهدگرفت؛ از سوی دیگر توجیه کافی برای برخورد با آنها ایجاد خواهدشد. بنابراین ایجاد ردپا در داخل از راه جریان فتنه در این پروژه بسیار دشوار است هرچند خود جریان فتنه نیز در داخل به این موضوع علاقه مند و مشتاق است که بتواند به نوعی هماهنگی با بیرون برسد ولی در عمل امکان تحقق آن ضعیف است.
محور دوم این پروژه، ایجاد توانمندی عملیاتی است. اصولا اتحاد اپوزیسیون در قالب پروژه «هدیه ۶۰» جهت ایجاد پیوند میان گروه های مختلف اپوزیسیون بود تا بتواند از درون این پیوند، هماهنگی عملیاتی ایجاد کند که درنهایت به عملیات موفق تر برضد نظام منجر شود؛ که این مسئله، مستلزم این است که بتوانند بر توانمندی اطلاعاتی که در داخل برای مقابله با چنین پروژه هایی وجود دارد، غلبه کنند. به عبارت دیگر، صرف اتحاد اپوزیسیون برای موفق شدن عملیات آنها در داخل کفایت نمی کند؛ مهم این است که آنها بتوانند بر توانمندی ای که در داخل برای مقابله با ضد این جریان وجود دارد، غلبه کنند.
تجربه دوسال گذشته به وضوح نشان دهنده این است که جامعه اطلاعاتی ایران اشراف بسیار جدی بر زوایای مختلف رفتار اپوزیسیون دارد و بنابراین قادر بوده که حجم بزرگی از توطئه های این جریان و عوامل حامی آن را خنثی کند و آنچه که در عمل اتفاق افتاده، درصد بسیار کوچک و ناچیزی است از آنچه که طراحی کرده بودند. در نتیجه از حیث امکان سنجی تحقق این پروژه می توان گفت، تحقق این پروژه دچار مشکلات جدی است؛ از این رو تبدیل این جریان به یک بستر جدید عملیاتی بر ضد نظام جمهوری اسلامی دچار موانع قابل توجهی است که در کوتاه مدت قابل برطرف کردن نخواهد بود.
فرصت های فراروی نظام
فرصت هایی که نظام جمهوری اسلامی ایران در این پروژه در اختیار دارد این است که:
نخست، امکانی برای ایران ایجاد شده است که به لحاظ اطلاعاتی شبکه های طراحی شده دشمن را شناسایی کند و درواقع شبکه های پنهانی را که تحت شرایط عادی شناسایی آن ها دشوار بود، در مدت زمان کوتاهی شناسایی کند، علتش این است که جریان فتنه از جانب سرویس های اطلاعاتی که این جریان را اداره می کنند تحت فشار برای انجام عملیات در داخل ایران، مجبور است که با بی احتیاطی و بدون سنجش همه جوانب دست به اقدام بزند و این خود به خود فرصتی برای جامعه اطلاعاتی ایران ایجاد می کند تا درون جریان فتنه نفوذ کند و بتواند ضربات موثری به اپوزیسیون بزند و حتی می تواند فراتر رفته و بر سرویس های اطلاعاتی که اپوزیسیون را اداره می کنند، اشراف پیدا کند و این، اتفاقی است که محقق شده است.
فرصت دومی، که وجود دارد، آشکار شدن ماهیت واقعی جریان فتنه است. جریان فتنه همیشه سعی کرده است که ماهیت خود را تحت عناوینی مانند: «اصلاحات، خط امام و…» پنهان کند اما امروز می بینیم که این جریان آشکارا با اسرائیل، تروریست ها و با کسانی که دست به جنایت زده اند، مراوده دارند و پروژه مشترک بر ضد ایران تعریف می کنند؛ از این رو یکی از نتایج مثبت این پروژه برای ایران این است که ماهیت جریان فتنه و اصلاحات برای مردم و برای کسانی که احیانا در داخل هم چنان نگاه مثبتی به این جریان ها داشته اند، افشا خواهد شد.
بنابراین، تلقی ای که در حال حاضر نسبت به جریان اصلاحات وجود دارد به هیچ وجه شبیه به تلقی ماقبل سال ۸۸ نیست؛ امروز جریان اصلاحات جریانی است که کاملا با منافقین، تروریست ها، ضدانقلاب و با دولت های بیگانه پیوند خورده است. سفر به اسرائیل برای وابستگان جریان اصلاحات و کسانی که تا دیروز عضو جریان اصلاحات بودند به امری عادی تبدیل شده است، این ها مواردی نیست که از چشم مردم مغفول بماند.
تصور این است که در زمان کوتاهی ماهیت اصلی پشت پرده این جریان که تا حالا سعی کرده بود آن را پنهان نگه دارد، آشکار خواهد شد و این اتفاق بسیار مهم و فرصت گران بهایی است که اگر می خواستیم ماهیت این جماعت را افشا کنیم و پیوند میان اپوزیسیون خارج با جریان اصلاح طلب داخلی را آشکار کنیم، فرآیندی دشوار و زمان بر به نظر می رسید و معلوم هم نبود که این امر به این سهولت و آسانی محقق شود.
در مجموع این دو مورد یعنی توانمند شدن در شناسایی شبکه های دشمن و افشا شدن ماهیت حقوقی جریان فتنه، فرصت های قابل توجهی هستند که در این پروژه برای جامعه اطلاعاتی و جامعه رسانه ای و سیاسی ما وجود دارد و باید برای استفاده از آن برنامه ریزی کرد.
راهکارها
نخست، جامعه سیاسی باید این نکته را درک کند که رهبری به عنوان مرکز ثقل نظام جمهوری اسلامی جایگاهی است که می بایست حداکثر حراست و حفاظت از آن صورت گیرد. هر اقدامی از جانب جامعه سیاسی که منجر به ایجاد زحمت بیهوده برای رهبری شود یا بخواهد به جایگاه ایشان صدمه بزند، در مسیر خیانت گام برمی دارد.
نکته دوم، این است که تقویت ارتباط با مردم باید در دستور کار مجموعه نهادهای حاکمیتی کشور قرار گیرد. شاید یکی از بزرگ ترین خیانت های جریان انحرافی این است که روحیه خدمت در دولت را تبدیل به روحیه منازعه، تنش و درگیری کرده است. جریان انحرافی سعی می کند با ایجاد حاشیه، دولت را وارد درگیری های بیهوده سیاسی کند و از مسیر اصلی اش که خدمت شتابان به مردم و اعتمادسازی بین مردم است، غافل نماید.
سومین نکته، این است که هیچ گاه نباید از یاد ببریم که دشمن واقعی کجاست، به ویژه برای جریان اصول گرا این نکته ضرورت دارد که اصول گرایان نباید انرژی خود را صرف درگیری های درونی کنند و اگر مرزبندی های ایشان با یکدیگر پررنگ تر از مرزبندی آن ها با دشمن شود، به پروژه های ضدایرانی غرب کمک مستقیم کرده است. از این رو می بایست بحث های داخلی در حد نصیحت و جدال احسن باقی بماند.
«هنر جنگ» نام رساله یکی از فرماندهان نظامی چین باستان به نام «سون تسو» است که در زمان پادشاهی «وو» نوشته شده. این کتاب که در چینی «سونتسی بینگفا» خوانده میشود و معنای شیوههای جنگی یا روشهای به کارگیری نیروها را میدهد نخستین بار در ۱۷۲۲ به فرانسوی ترجمه شد. این کتاب یکی از پر خوانندهترین و تأثیرگذارترین مجموعههای جنگی در تاریخ بوده است. در نزد چینیان باستان این کتاب یکی از مهمترینهای کتابها در ادبیات چین است. گفته میشود که مائو تسهدونگ و ژوزف استالین هردو در هنگام جنگ این کتاب را میخواندهاند. این کتاب چینی باستانی اثر بسیاری بر فن جنگ گذاشت.
جنگ نرم و عملیات روانی به گزارش فارس، سون تسو حدود ۲۵۰۰ سال پیش در رساله «هنر جنگ» میگوید بالاترین هنر در جنگ این است که کشور دشمن را دست نخورده و کامل تصرف کرد. تخریب و انهدام آن سودی ندارد. همچنین دستگیری نفرات ارتش دشمن بهتر از نابود کردن آنهاست.
سون تسو میگوید: بنابراین مزیت عالی در همه جنگها جنگیدن و پیروز شدن نیست؛ بلکه بهتر است بتوان بدون جنگیدن مقاومت دشمن را از بین برد. بنابراین بهترین طرح و تدبیر در جنگ این است که مانع اجرای نقشه های دشمن شد و در مرحله بعد در فضای باز به دشمن حمله کرد.
در رساله هنر جنگ آمده است که یک رهبر مدبر، نیروهای دشمن را وادار به افشای اطلاعات میکند؛ بدون این که جنگی درگرفته باشد و شهرهای آنها را تسخیر کند؛ بدون آنکه نیاز به محاصره آن شهرها باشد و حکمرانان آنها را ساقط کند؛ بدون اینکه یک مبارزه بسیار بلند مدت در منطقه انجام داده باشد. او بدون از دست دادن نفرات و تجهیزاتش، امپراتوری دشمن را سرنگون و شادی جشن پیروزی را کامل میکند. این یک روش جنگی حیله گرانه است.
در واقع این رویای دیرین هنر جنگ یعنی پیروزی در جنگ بدون خون ریزی و تلفات و جنگ مستقیم تنها با جنگ سایبری میسر میشود. جنگی که تسو همواره آرزویش را داشت را باید در کالبد جنگ سایبری جستجو کرد.
تاسیس مرکز فرماندهی سایبری آمریکا در سال ۲۰۱۰ این واقعیت را که فضای مجازی تبدیل به میدان نبرد جدیدی شده است به خوبی نشان داد. این امر بر ضرورت یافتن راههایی برای یکپارچه سازی هرچه سریعتر حملات سایبری و دفاع سایبری در دکترین نظامی تاکید میکند.
تأثیرگذارترین رساله نظامی دنیا رساله «هنر جنگ» اثر «سون تسو» است. گیرایی و تطبیق پذیری آموزشها و محتوای این رساله با وجود انقلابهای بیشمار فناوری و جنگ و ستیزهای بشر همچنان مورد توجه و کاربرد قرار دارد به طوری که تاکتیکها و راهبردهای سون تسو به دیگر حوزهها نظیر تجارت، ورزش و روابط فردی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
مطمئنا فرماندهان سایبری آینده نیز از رساله هنر جنگ سون تسو بهره خواهند گرفت. برای مثال سون تسو در خصوص دفاع به رهبران هشدار میدهد که هرگز بهترین سناریو را مد نظر قرار ندهند. این توصیه در فضای مجازی کاملا صدق میکند. چرا که رایانهها درست از زمانی که به اینترنت متصل میشوند مورد هجوم. حمله قرار میگیرند.
هنر جنگ به ما میآموزد که به احتمال اینکه دشمن خواهد آمد تکیه نکنیم بلکه به آمادگی خود برای مواجه شدن با آن تکیه کنیم. بر شانس حمله نکردنش حساب نکنیم بلکه خود را غیرقابل حمله کنیم.
جنگ سایبری نقشی کلیدی در جنگهای آتی خواهد داشت. جنگ سایبری در تئوری اگر نزاعهای آینده را کوتاهتر و کمهزینه تر کند و میزان تلفات را کاهش دهد و احیای اقتصادی و دیپلماسی پس از جنگ را آسانتر کند، برای دولتهای جنگ افروز جهان بسیار مفید خواهد بود. با این حال جنگ سایبری با محدودیتهایی مواجه است که همین امر امکان تهیه و تنظیم دکترین نظامی برای تمامی ابعاد آن مشکل خواهد بود:
1- اینترنت محیطی مجازی و غیرواقعی است که وسعت آن بر اساس نیازهای امنیت ملی شکل داده میشود.
2- نزدیکی دشمنان به ما بر اساس دسترسی و پهنای باند آنها تخمین زده میشود نه بر اساس جغرافیای زمینی.
3- تغییرات در شبکه و بروز رسانی نرم افزاری فضای میدان جنگ سایبری را بدون هشدار و به طور پیشبینینشده ای تغییر میدهد.
4- برخلاف جنگهای کلاسیک، جنگ سایبری به نفع حمله کننده است.
5- جنگ سایبری از انعطاف پذیری بالایی برخوردار بوده و برای تبلیغات، جاسوسی و تخریب زیرساختهای حیاتی نیز کاربرد دارد.
کارشناسان و فرماندهان سایبری باید با کمک آموزههای سون تسو حفرههای سازمانهای خود در دفاع سایبری را شناسایی و جهت رفع آن اقدام کنند. لازم به ذکر است که شاید این کار سالها به طول بینجامد تا تمامی ابعاد جنگ سایبری در دکترین نظامی گنجانده شود اما با توجه به افزایش تهدیدات سایبری نباید برای لحظهای از آن غافل ماند.













